تبلیغات
چاپ دوم...
صفحه نخست | تماس با مدیران | ارتباط با ما| RSS 2.0 طراح قالب
هدف ما رضایت شماست؛ الباقی شایعات است!
برای مُجتبی...
موضوع: پست ویژه | تاریخ ارسال: 1387/12/24

به نام دلدار دلارام...

امشب عروسی مجتبی بود .دوست دوران راهنمایی به بعد....

 از معدود دوستایی که بعد از مزدوج شدنش، گهگاهی بهم  سر می زنه ! 

یه آدم فوق العاده بی خیال و البته با حال و با صفا(بعض من نباشه البته!) ،فوق العاده خر شوت در فوتبال،در بالا رفتن از کوه به مثابه بز کوهی ودر  ظاهر...شبیهِ تابالوگا! ( البته این تابالوگارو یه بار که تو همون دوران راهنمایی باش دعوام شد بهش گفتم که بسی حال داد!)

خوش که زیاد نگذشت چون تک افتاده بودم و غریب، ولی خب ... نا گفته نماند که  دیدن یه دوست صمیمی و قدیمی توی لباس دامادی لذت خاص خودشو داره.

اینم بگم و برم بخوابم !که... این آقا مجتبای ما ارتش ، پرستاری خوندن و امشب  از طریق  دوست هم خوابگاهی ایشون اکتشاف به عمل آوردم  که مثل این که  بسی زحمت کشیدن و شاگرد آخر دوره شون شدن و برای خدمت به ارتش نظام جمهوری اسلامی ایران تبعید شدن به بندر عباس! از قرار معلوم خانم بیچاره ایشون هم   که خدا صبر جزیل بهشون عنایت کنه، از همکلاسی های درس خونِ اقا مجتبی هستند.  گویا...!!  و  نتیجه  این که واقعا" من موندم که  ایشون از چی چیه  مجتبی خوشش اومده  و زنش شده!؟

 به هر حال...

 امیدوارم یکی هم پیدا شه از چی چیه ما خوشش بیاد و زن ما شه!

الهی آمین !

 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مجتبی عزیز!  ورودت را  به جرگه قُد قُد! تبریک می گویم. انشالله که خوشبخت شی....

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

  ادامه مطلب | نظرات()