صفحه نخست | تماس با مدیران | ارتباط با ما| RSS 2.0 طراح قالب
هدف ما رضایت شماست؛ الباقی شایعات است!
مصاحبه ای که طنز نشد!!
موضوع: مصاحبه | تاریخ ارسال: 1386/11/26

اگر کره زمین اینقدر بزرگ نبود که نقشه ها و کشورها و پرچم های رنگارنگ داشت و  هممون توی یه جنگلی بودیم مثل خانواده دکتر ارنست .

می رفتیم بالای درخت و یه  خونه جنگلی درست می کردیم مثل هاکلبری فین . اگر مثل لوسیمی از خونه مون فرار نمی کردیم که حافظه مون رو از دست بدیم و همه خانواده دهها سال دنبالمون بگردن . اگر مثل استرلینگ  مادرمون نمی مرد که به یه راکون کوچولو مثل رامکال دل ببندیم ...........اگر پاهای دنی نمی شکست و آنت با دوستش قهر نمی کرد . اگر  مثل الیور تویست یه کاسه سوپ بیشتر نمیخواستیم و سایه یه آقایی مثل بامبل روی سرمون نبود که بگه چی ؟اگر مثل سارا توی یک اتاق زیر شیروانی با رویاهامون اونقدر خوش بودیم که خانم مینچین و دادوهوارا و خودخواهیا و خودنماییاشو نمی شنیدیم .

اگر مثل حنا دختری در مزرعه با همه بی کسیامون شاد بودیم اگر صبح تا شب مجبور نبودیم مثل تام و جری عقب سر هم بکنیم سر هیچ و پوچ . اگر مثل مثل هانسل و گرتل هوس خونه شکلاتی نمی کردیم .......هیچ وقت و هرگز .............توی این جنگل سیاه و تاریک گم نمیشدیم . اونقدر که تکه نونایی که بین راه ریخته بودیمو گم کنیم و راه برگشتو دیگه پیدا نکنیم . و اونقدر بریم جلو که برسیم  به یه خونه شکلاتی و پیرزن جادوگرو ببینیم که انگشت بچه ها رو سانت می زنه ببینه کی واسه اینکه ما رو بندازه توی تنور آماده تریم .........اگر کره زمین اینقدر بزرگ نبود . 
                                                                                                                     

منبع: وبلاگ کوچه خوشبخت(میترا لبافی)
                                                                               

×××

1.تو این پُست مصاحبه ای رو ترتیب دادم با خانم میترا لبافی خبرنگار واحد مرکزی خبرو نویسنده و مترجم.
2.این مصاحبه  قرار بود یه کم طنز   بشه . که نشد !!!
3.خانم لبافی رو یک آدم کاملا" اهل فرهنگ و با برخورد گرم و صمیمی دیدم که همین جا مجددا" ازشون تشکر می کنم!
4.می خواستم خودم  مقدمه بنویسم ! مقدمه ام نیومد!!
5. به  عنوان مقدمه یکی از نوشته های قشنگ خانم لبافی رو قرار دادم.با خوندنش حسی سراسر نوستالوژیک  بهم دست می ده!
6.برنامه کودک هم برنامه کودک های  قدیم! تو رو خدا این قدر عمو پورنگ و نمی دونم خاله چی چی پخش نکنید!!!
7.چرا نشستید بر و بر منو نیگا می کنید ؟! برید پایین مصاحبه رو بخونید دیگه.

                                                                               
×××

 خودتونو معرفی کنید.

خودمو....................اگر عادی بخواهید میترالبافی.

و اگه غیر عادی بخوام؟

متولد ماه فروردین

سال تولدتون هم که با خداست !!!

بله خدا بزرگه....

وضعیت تحصیلات؟

لیسانس ادبیات فارسی.

وضعیت تاهل؟

متعهدیم همین خوفه دیگه!

کی وارد صدا و سیما شدین؟و چطور؟

سال هفتاد ونه از طریق یکی از همکارانم که در روزنامه بود .......این جدیشه .شوخیش هم اینه که حدستون غلط بود معرف داشتیم اما پارتی نه!

خانم لبافی شما خبرنگارید یا گزارشگر؟

خبرنگار ، چون خبر را می نگاریم.

فرق خبرنگار زن با خبرنگار مرد؟

خبرنگار مرد خوشبخت تر است!

به چه دلیل؟

چون مایه افتخار است بهش نمی گن برو کشکتو بساب!

مث این که دلتون پره تو این زمینه!!

کلا فرق مرد با زن؟

ولش کن . چه فرقی ، چه کشکی ، چه دوغی؟!!!

امروز هوا بارونیه به نظرم نه ؟

این جا نه! هوا صافه. ( که البته خالی بستم !این جا هم باروونی بوود!!)

خب البته به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است.

 به نظر شما چرا آمار قبولی دخترها تو کنکور بیشتر از پسر هاست؟

والله به نظرم از جونشون سیر شدن !دخترو چه به درس خوندن؟ اگه از همون اول زنده بگورشون کردن فبها  !واگرنه باید منتظر خیلی چیزها باشن!!

آیا شایسته سالاری در جامعه ما کم رعایت می شه یا اصلا رعایت نمی شه؟

به صورت تصادفی رعایت می شه!

اگه رییس جمهور می شدین جمهوری کمونیستی رو ترجیح می دادین یا جمهوری فمینیستی!!؟

هیچ کدوم ............فقط باید امام زمان ظهور کنه  ############## (این قسمت به دلیل در خواست مصاحبه شونده سانسور گردید)

بهترین گزارشی که گرفتین؟

بهترین ..............به نظرم یکیش راجع به شریعتی بود که سر مزارش رفتیم . یکیشم توی خود سوریه بود .........که یک سفرنامه بود.

بهترین دوست خبرنگار؟

جزو اسراره

خوش اخلاق ترین خبرنگار؟

خانم دکتر میرسیدی

و اگه جرات دارین بد اخلاق ترین؟

نه نمی ترسم ...اما چند نفری هستن یکی نیست .نمی شه که اتوبوسی جواب داد!!

محبوب ترین فرد سیاسی بین خبرنگارا؟##############(این قسمت سوال من باز به درخواست مصاحبه شونده سانسور که نه! حذف شد!!)

جواب ندم بهتره

به نظر شما چرا ونگوک گوش سالمش را برید ولی بتهون گوش ناشنوایش را نه؟

چون هیچ کدومشون نمی خواستن صداهای مزاحمو بشنون.

وبلاگ هم دارین؟

بله!

آدرس؟

http://omid_pen.persianblog.ir/

به نظر شما وبلاگ نویس ها آدم های بیکاری هستند؟

منم یک وقتایی به خودم می گم خیلی بیکارم.

اما به نظرم یک بخشی از وبلاگ نویسان که من شاید جزوشون نباشم واقعا متفاوت هستند.

یک بخشی شون روزنامه نگارن که من جزوشونم.

یک بخش دیگه شون هم خاطره نویسن.

یک بخشیشون هم سرشون بوی قرمه سبزی می ده! سیاسی کارن.

تو چه روزنامه هایی فعالیت می کنید؟

الان نه ! منظورم از روزنامه نگار یک تعبیری بود برای کسانی که اهل خبرهستند.

شاید عادت کردم این اصطلاحو بکار ببرم.

وبلاگ چاپ دوم جزو کدوم دسته اس؟

جزو وبلاگهای پر مطلب. برای همین هنوز نتونستم سبکشو بشناسم ، دیشب وقت نشد خیلی بخونم.

صفحه آراییش خیلی فشرده است . اگه یک کم فضای تنفس بهش بدین ، مطالب با این اینترنت های نفتی بهتر خونده می شه.

نظر مثبتتون!! راجع به خواستگاری خانم ها از آقایان؟

مسخره است خلاف طبیعته .################## (اِع این جارو کی سانسور کرده؟ من کیم؟ اینجا کجاست؟)

من چند تا کلمه می گم اولین چیزی که به ذهنتون می رسه بگین.( از این سوسول بازی ها مام بلدیم!!)

اخبار هشت و سی؟

پرطرفدار

آقای دوربینی؟

 آدم ساده  چون این همه آدم دوربینی ریختن.

نگرفتم؟!...

منظورم اینه که خیلی ها مثل دوربینی خودشون رو پرت می کنن جلوی دوربین،

امااین بیچاره بدنام شده.
کامران نجف زاده...

کامران نجف زاده

ادامه نداشت؟

نه دیگه باید تا ته شو خوند.

دانشگاه ازاد اسلامی...

دوست ندارم چون مثل دبیرستان است.

میترالبافی ...

فکر کنم من باشم.

بله ! درست فکر می کنید یحتمل !!!

شرمنده ! یه سوال دیگم به ذهنم رسید.

فرق طنز نویس با خبر نگار؟

فرق زیادی ندارند چون زندگی یک شوخی بزرگه...

به هر حال زندگی یک شوخی بزرگه .حتی اگر دقت کنید هر واقعیتی یک لایه طنز داره که خیلی راحت پیدا می شه، اما گاهی بعضی واقعیت ها اینقدر تلخه که آدم روش نمی شه طنزش کنه. مثل سقوط هواپیما ..........

به هر حال طنز نویسان می تونند  مثلا با دست انداختن مسببان یک فاجعه همه چی رو به ریشخند بگیرن .

 خیلی ممنونم ببخشید وقتتونو گرفتم.



  ادامه مطلب | نظرات()
آخرین دانه ی کبریت را می کشم در باد،هر چه بادا باد
موضوع: پست ویژه | تاریخ ارسال: 1386/11/25
  بابا حاجی جانماز شو پهن کرده ...
بازم مث همیشه با اون  اخلاصش که مطمئنم اورجینالِ اورجیناله ! داره قربون صدقه خدا می ره!
وقتی دست از سر خدا بر میداره ، شروع می کنه به دعا کردن  حضرت محمد...
و همین طور تا آخر ...یکی یکی امام هارو دعا می کنه  و یکی یه دور قربون همشون می ره!!
حرصم می گیره!!
 تو دلم می گم پس من چی بابا حاجی!!! منو دعا کن ،امامارو  رو بیخیال ، دعا لازم ندارن اونا!!!  داد می زنم:
 بسه دیگه  باباحاجی! چقدر وقت خدارو می گیری!!
نخیر ! انگار نه انگار!! باز داره قربون صدقه خدا می ره!!!
بی خیال می شم .
پا می شم می رم سمت عزیز.
داره با یه امید خاصی دارو هاشو بر انداز می کنه ! عزیز هم که از خدا خواسته  ! تا منو می بینه می گه: ننه قربونت برم بیا این قرص هامو به من بگو!!
قرص هاشو  با صبر و حوصله و آرامش ِخاص خودم دونه دونه بهش می گم.
یه دفعه می گم : راستی عزیز ! فردا ولنتاینه ها می دونستی!!!!
تا اینو می گم زل می زنه به قرص هاش! قربونش برم الهی ! فکر کرد منظورم از ولنتاین یکی از قرص هاشه!!!
آره عزیز نه تو و نه خیلی از بابابزرگ ها مامان بزرگ های دیگه نمی دونید ولنتاین چیه!!شاید هیچ وقت هم ادعای عشق عاشقی نکرده باشید . اما من نمی دونم بیش از نیم قرن زندگی سر شار از صداقت رو چه اسمی براش می ذارن....
 و امروز ولنتاینه !!
روز عشق ورزی....
 امروز خیلی ها حقشونه که این روز رو جشن بگیرن  ،اما حتی اسم این روز رو  هم نشنیدن.
و امروز خیلی ها هستند که امروز رو جشن می گیرن اما ....
در هر صورت... این روز رو تبریک می گم. به همه اونایی که ادعا می کنن عاشقن! به همه اونایی که کسی هست تو زندگی شون که دوستش داشته باشند ! و به همه کسایی که دلشون در به در نیست ....
و علی الخصوص :
به خسرو شیرین ،به لیلی و مجنون،به ویس و رامین ، به یوسف و زلیخا ،به اتللو دزدمونا، به امیر ارسلان و فرخ لقا ، به بهرام و گل اندام ، به بیژن و منیژه ، به رو مئو و ژولیت ،به رابعه و  بکتاش ،به زال و رودابه ، به زهره و منوچهر ،به سلامان و ابسال ،به سلیمان و ملکه صبا ،به سامسون و دلیله، به فرهاد و شیرین ،به مادام پمپادرو ولویی شانزدهم ، به کاری آنتوانت و کاردینال روهان، به ناپلئون و ژوزفین ،به نور جهان و جهانگیر ،به وامق و عذرا ، به ویس و رامین ،به هما و همایون ، به آبلار و هلو ئیز ، به جان کیتس و فانی براونی ، به فرانس لیست  و کنتس ، به ولتر و المپ دونور، به وودرو ویلسون و ادیت بو لینگ ، به بتهوون و محبوب ابدیش که برای همیشه مجهول ماند و  به هنری فون کلایتس و هنریت فو گل و...



زندگی برای من بسیار با ارزش است وبسیار خوشحالم که عاشقم.زندگی و عشق من یکی است. در نامه ات گفته بودی که در مقابل من دیوار " نه ،هرگز !هرگز!" قد علم کرده است. در جواب می گویم: رفیق ،من اکنون به آن دیوار مثل یک قالب یخ نگاه می کنم و آن را به سینه ام می فشارم تا آب شود.
                                                                                                                       
                                                                                                    
ونسون ونگوک- 7 سپتامبر 1881

×××

امروز چقدر دلم برای خودم تنگ  است !!
کاش می شد با دل هم تبانی کرد...

----------------------------------------------------------------------

پا نوشت:
1. لطفا" این قدر اس ام اس های  تبریک ولنتاین برای من نفرستید، به کارم نمی یاد!
2.کاش تو تقویم یه روز رو هم به اسم روز جهانی دل های در به در !می ذاشتن ، مشتریاش زیاده!
3.پست بعدی این وبلاگ رو از دست ندید! بی ربط نیست با امروز...
  ادامه مطلب | نظرات()
آخرین دانه ی کبریت را می کشم در باد،هر چه بادا باد
موضوع: | تاریخ ارسال: 1386/11/25

  بابا حاجی جانماز شو پهن کرده ...
بازم مث همیشه با اون  اخلاصش که مطمئنم اورجینالِ اورجیناله ! داره قربون صدقه خدا می ره!
وقتی دست از سر خدا بر میداره ، شروع می کنه به دعا کردن  حضرت محمد...
و همین طور تا آخر ...یکی یکی امام هارو دعا می کنه  و یکی یه دور قربون همشون می ره!!
حرصم می گیره!!
 تو دلم می گم پس من چی بابا حاجی!!! منو دعا کن ،امامارو  رو بیخیال ، دعا لازم ندارن اونا!!!  داد می زنم:
 بسه دیگه  باباحاجی! چقدر وقت خدارو می گیری!!
نخیر ! انگار نه انگار!! باز داره قربون صدقه خدا می ره!!!
بی خیال می شم .
پا می شم می رم سمت عزیز.
داره با یه امید خاصی دارو هاشو بر انداز می کنه ! عزیز هم که از خدا خواسته  ! تا منو می بینه می گه: ننه قربونت برم بیا این قرص هامو به من بگو!!
قرص هاشو  با صبر و حوصله و آرامش ِخاص خودم دونه دونه بهش می گم.
یه دفعه می گم : راستی عزیز ! فردا ولنتاینه ها می دونستی!!!!
تا اینو می گم زل می زنه به قرص هاش! قربونش برم الهی ! فکر کرد منظورم از ولنتاین یکی از قرص هاشه!!!
آره عزیز نه تو و نه خیلی از بابابزرگ ها مامان بزرگ های دیگه نمی دونید ولنتاین چیه!!شاید هیچ وقت هم ادعای عشق عاشقی نکرده باشید . اما من نمی دونم بیش از نیم قرن زندگی سر شار از صداقت رو چه اسمی براش می ذارن....
 و امروز ولنتاینه !!
روز عشق ورزی....
 امروز خیلی ها حقشونه که این روز رو جشن بگیرن  ،اما حتی اسم این روز رو  هم نشنیدن.
و امروز خیلی ها هستند که امروز رو جشن می گیرن اما ....
در هر صورت... این روز رو تبریک می گم. به همه اونایی که ادعا می کنن عاشقن! به همه اونایی که کسی هست تو زندگی شون که دوستش داشته باشند ! و به همه کسایی که دلشون در به در نیست ....
و علی الخصوص :
به خسرو شیرین ،به لیلی و مجنون،به ویس و رامین ، به یوسف و زلیخا ،به اتللو دزدمونا، به امیر ارسلان و فرخ لقا ، به بهرام و گل اندام ، به بیژن و منیژه ، به رو مئو و ژولیت ،به رابعه و  بکتاش ،به زال و رودابه ، به زهره و منوچهر ،به سلامان و ابسال ،به سلیمان و ملکه صبا ،به سامسون و دلیله، به فرهاد و شیرین ،به مادام پمپادرو ولویی شانزدهم ، به کاری آنتوانت و کاردینال روهان، به ناپلئون و ژوزفین ،به نور جهان و جهانگیر ،به وامق و عذرا ، به ویس و رامین ،به هما و همایون ، به آبلار و هلو ئیز ، به جان کیتس و فانی براونی ، به فرانس لیست  و کنتس ، به ولتر و المپ دونور، به وودرو ویلسون و ادیت بو لینگ ، به بتهوون و محبوب ابدیش که برای همیشه مجهول ماند و  به هنری فون کلایتس و هنریت فو گل و...



زندگی برای من بسیار با ارزش است وبسیار خوشحالم که عاشقم.زندگی و عشق من یکی است. در نامه ات گفته بودی که در مقابل من دیوار " نه ،هرگز !هرگز!" قد علم کرده است. در جواب می گویم: رفیق ،من اکنون به آن دیوار مثل یک قالب یخ نگاه می کنم و آن را به سینه ام می فشارم تا آب شود.
                                                                                                                       
                                                                                                    
ونسون ونگوک- 7 سپتامبر 1881

×××

امروز چقدر دلم برای خودم تنگ  است !!
کاش می شد با دل هم تبانی کرد...

----------------------------------------------------------------------

پا نوشت:
1. لطفا" این قدر اس ام اس های  تبریک ولنتاین برای من نفرستید، به کارم نمی یاد!
2.کاش تو تقویم یه روز رو هم به اسم روز جهانی دل های در به در !می ذاشتن ، مشتریاش زیاده!
3.پست بعدی این وبلاگ رو از دست ندید! بی ربط نیست با امروز...

   


  ادامه مطلب | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic