صفحه نخست | تماس با مدیران | ارتباط با ما| RSS 2.0 طراح قالب
هدف ما رضایت شماست؛ الباقی شایعات است!
چگونه به نحو احسن از حقوق شهروندیمان استفاده کنیم!؟
موضوع: اجتماعی ت مثل طنز | تاریخ ارسال: 1388/11/1
همانطور که می دانید بحث شهروند و حقوق شهروندی این روز ها  به بحث روز  جامعه تبدیل شده است و بسیار زیاد مورد استفاده قرار می گیرد. همان گونه که در ایام انتخابات هم دیدیم تمامی نامزد ها با مطرح کردن این بحث سعی در القای این موضوع داشتند که همه را آدم حساب می کنند و هر موجود دو پایی که بتواند رای بدهد خیلی خیلی شهروند است !!

حالا که چنین رجل سیاسی داریم که اینقدر ما را آدم... یعنی چیز... شهروند! حساب می کنند ما هم در این مطلب قصد داریم به شما نشان بدهیم چگونه یک شهروند نمونه شده و از حقوق شهروندیتان  به نحو احسن و به خوبی استفاده نمایید...

البته قبل از هر چیز لازم به  تذکر است که حقوق شهروندی با ارث پدر کمی تفاوت دارد فلذا خواهشا" در مواردی که در ادامه به آن  اشاره خواهد شد  از خودتان کمی جنبه نشان بدهید!

پارک
 به شایعاتی که عوامل دست نشانده شهرداری پخش می کنند توجه نکنید. باور کنید هر کس به گل دست بزند شاپره نیشش نمی زند!! استفاده از چمن و گل های موجود در پارک از حقوق مسلم شهروندی شماست. البته می توانید نو آوری به خرج دهید و به جای اینکه گل های را بکنید و برای چیز جانتان ببرید چیزجانتان را به پارک و کنار گل ها برده و  همزمان هم از گل ها و هم از  یکدیگر لذت ببرید! (البته به طور مشروع)

فقط خواهشا" اگر درون پارک رفته و وارد چمن ها شدید با شکم سیر بروید که یک وقت خدای ناکرده  به چمن ها گاز گنده نزنید!!


جوب!
رویتان را بروم! شهرداری که نمی تواند قدم به قدم برای شما سطل آشغال بگذارد. خب جوب آب را برای همین گذاشته اند دیگر!

این طوری هم سطل آشغال ها تمیز می مانند و هم پرسنل خدوم شهرداری  کمتر به زحمت می افتند و هم به قول شاعر شما هم می توانید با خیال راحت" بنشینید بغل سطل آشغال و گذر عمر ببینید!"

نکته باشعوری: البته درست که جوب را برای همین چیز ها (با چیز بند قبل اشتباه نشود!) گذاشته اند ولی خب خواهشا" شما هم  کمی شعور به خرج داده و از ااااخ تف!! به شدت بپرهیزید!


بین التعطیلین
البته بحمداللّه والمنة کشور ما از این حیث هیچ کمبودی نداشته و مسئولین عزیز از جمیع جهات هوای شهروندان عزیز را دارا می باشند  و  صد البته خالی از انصاف است اگر از همکاری صمیمانه و دلسوزانه شهروندان در این باب سخن نگفت!!

 گویا  در ادبیات کهن فارسی تعریف واضح و روشنی از این واژه یافت نشده است و فقط در همین حد که آورده اند حکیم ابوالقاسم فردوسی در این باب می فرماید:
دو عید پس و پیش حاصل شدی..... میانش به یک حکم کامل شدی!

در مجموع می توان گفت بسته به حال افراد وقتی یک الی چند روز ، بین دو روز ِ تعطیل قرار بگیرد آن روز ها را بین التعطیلین نام نهاده  از انجام هر گونه کار مفید سر باز می زنند! مثلا از شنبه تا پنجشنبه که در فاصله دو روز جمعه قرار دارد و پتانسیل بین التعطیلین شدن را دارد!!


عابربانک
در مسئله عابر بانک ذکر چند نکته و رعایت آن توسط شما شهروند نمونه ضروری به نظر می رسد:
1.    هر صفی صف قضای حاجت نیست. قبل از اینکه آفتابه بدست درون صف بایستید دقت های لازم را مبذول نمایید. ممکن است آن صف ، صف ِ عابر بانک باشد نه [!!...] !

2.    خواهشا" از مراجعه به رییس شعبه و درخواست پخش کارتون" گربه سگ" از  تلویزیون عابر بانک مورد نظر شدیدا" بپرهیزید! ممکن است بانک، سی دی کارتون مورد نظر را نداشته باشد  و رییس محترم شعبه از این که نمی تواند پاسخگوی نیاز شما باشد خجالت بکشد!!

3.    به خاطر داشته باشید بیشتر از 3 بار نمی توانید رمز غلط به عابر بانک بدهید .در غیر این صورت کارتتان موقتا" غیر فعال می شود و شما باید برای دریافت رمز المثنی به شعبه افتتاح کننده مراجعه نمایید. ( حال می کنید بار آموزشی مطلب را!!!)

انرژی هسته ای
 این یکی را دیگر کل دنیا فهمیده اند که حق مسلم ماست و از حقوق شهروندی گذشته و به حقوق کشوروندی تبدیل شده است!! در دستیابی به این حق شما و  تک تک افراد جامعه مسئولید! البته گفتنی است برای دست یابی به این هدف اصلا" لازم نیست کاری بکنید. فقط کافی است به احمدی نژاد رای بدهید و به کسی که احمدی نژاد او را دوست دارد اطلاعات غلط بدهید(!)  تا برود و به احمدی نژاد بگوید انرژی هسته ای اصلا"  هم چیز  بسیار بی خودی است و لازم نیست و ما باید بی خیالش بشویم. آن وقت خواهید دید که چگونه ظرف سه سوت انرژی هسته ای دار  می شویم!!



آشغال! (این بند را فقط در صورتی که گربه هستید بخوانید!!)
و اما در پایان این مطلب پای صحبت های آق پیشولی!  یکی از شهروند های محترم محله مان نشسته و به درد دل های او گوش جان سپرده ایم:
 

حالا درست است که گربه جماعت حق رای ندارد و جزو شهروند محسوب نمی شود ولی خب دل که دارد! زن و بچه که دارد! اصلا" یعنی چی  که شهرداری برای مردم تعیین تکلیف می کند که راس فلان ساعت  باید آشغال هایشان را دم در بگذارند! آخر دیکتاتور مآبی تا چه حد!!؟  یکی نیست به این شهرداری بلانسبت محترم بگوید آخر  بعضی ها برای درس خواندن و زندگی خودشان هم برنامه ندارند برای آشغال و پوست پفکشان برنامه داشته باشند!!؟

اصلا" چرا شهرداری هر چه کار سخت است به آدم ها می گوید؟!! به نظر این گربه ی حقیر  و دلسوز! شهرداری بهتر است به جای آشغال، ماگربه ها را جمع کند!


  ادامه مطلب | نظرات()
افاضات الاضافی!
موضوع: اجتماعی ت مثل طنز | تاریخ ارسال: 1388/10/26

 به نام خدا  یک محمد هستم تو خونه خرس گنده صدام می کنند!  بدین وسیله مقادیری از جملات قصارخودم رو تقدیم حضورتون می کنم. از همونا که باید با آب طلا بنویسند و بزنند سر در سازمان ملل!  و حتی  از همون ها که  سال های سال پس از مرگ گوینده  برای نسل های آینده به یادگار  باقی خواهند ماند!!

البته  قبل از هر چیز از خواننده های عزیزم می خوام که  شعور به خرج بدن و پیش از خوندن این پست به مناسبت فاجعه انسانی هائیتی یک دقیقه سکوت کنن!

***

» می خوام یه خرس بخرم ببرم خونه نشون این مادر گرام بدم پی به  تفاوت های فاحش من با خرس ببره بلکه این قدر دیگه به من نگه خرس گنده!!

» تفاوت نامه با آدم:

-  نامه ها بعضی هاشون سرگشاده اند اما آدم ها بعضی هاشون ته گشاده اند!!

» من عرزشی نیستم ولی ساندیس را دوست دارم!

» بعد اون ور آبی ها سال های ساله که منتظر سیزن 2 سریال روزی روزگاری هستن! طفلیا!!

» مامانم می گه می کشمت! اگه یه روز با دختر همسایه ببینمت!!( لطفاً با ریتم آهنگ می کشمت اگه یه روز با غریبه ببینمت محسن چاوشی خوانده شود!)  می گم نه مامان خیالت راحت! حواسم هست. نمی ذارم بفهمی!!

» آخه هر چیزی حدی داره! برگشته به دختره می گه ببخشید شما قبلاً دوست دختر من نبودید!!؟

» لب هاش آتیشی بود. آخه کرانچی آتشین خورده بود!

» یکی نیست به این دخترا بگه بابا این قدر دسته جمعی راه نرید شاید یکی خواست بیاد جلو یه چیزی بهتون بگه روش نشه!!

» تو فرم استخدام نوشته بود جنسیت؟ نوشتم: خراب!

» کلید که گم می شد می رفتیم کلید ساز می آوردیم. بعد اونوقت شما احیاناً پسورد ساز سراغ ندارید؟!!

» محکوم می کنیم، برخورد می کنیم (این 2 تا فعل رو از واحد مرکزی خبر صدا و سیما بگیری لال می میره!!)

» اسید کلریک رید !!

» تف تو ریا! 4 ساعت رفتیم هیئت عزاداری هیچ آشنایی ندیدمون. حالا نیم ساعت با دختر می ری تو خیابون 70 نفر می بینن. مملکته داریم؟!!

» نه سبزها، نه ارزشی ها. . .  هیچ کدومتون عددی نیستید. فقط هوادارای ترااااااختور!!!

» رفتم به دختره پیشنهاد ازدواج دادم. گفت ببخشید آقا ولی من نامزد دارم. گفتم اشکال نداره خانم مهم تفاهمه!!

» براستی پیغمبر هفتاد و سه هزار پانصد و سی و ششم چه نام داشت؟!!

» فک کن اگه زن احسان خواجه امیری بودم هر شب قبل از خواب بهش می گفتم آهنگ سلام آخر رو برام بخونه!!

» سایت های ممنوعه و فیلتر شده در ایران بر دو قسمند. 1. صورتی 2. سبز!!

» مسئولین کشور بدانند، دانشجو بیدار است. (غیر از سر کلاس البته!)

» این قدر بدم می یاد از این دخترها که با من دوست نمی شن!!!!!

» از آتش نشانی اخراج شد. از لجش رفت تو کارخونه کرانچی آتشین استخدام شد !!

آگهی بازرگانی:

 این اغتشاشگران سبز پوش را شناسایی کنید و به ما زنگ بزنید! گویا عاشوراییه بانک آتیش زدن فتنه گرای دست نشانده!!

پ.ن: کلیه جملات ذکر شده  در بالا کاملاً تخیلی بوده و زائیده ی ذهن [.....!!] اینجانب می باشد. لطفا آدم باشید و برای جوان مردم حرف مفت در نیاورید! با تشکر!


    

  ادامه مطلب | نظرات()
وصیت نامه گوسفندی که شام هیئت شد!
موضوع: اجتماعی ت مثل طنز | تاریخ ارسال: 1388/10/9

«من دیر پز نیستم. . . گفته باشم!!»

عزیزان و دلبندان من! بی شک هم اکنون که این نوشته را می خوانید من بین شما نخواهم بود و در دیگ هیئت مشغول پخته شدن می باشم! شاید هم در  قابلمه یکی از دست اندرکاران  هیئت باشم و اگر خوش اقبال باشم. . .  تبرکی هستم در گوشه بشقاب پیر زنی با صفا !

در درجه اول از همه تان می خواهم ناراحت و آزرده خاطر نباشید. پخ پخ شدن حق است!

به خصوص  روی سخنم با توست. . .  ای  حبه انگور من! عزیزم ناراحت نباش. سعی کن آب و یونجه ات را خوب بخوری تا در آینده گوسفندی چاق و چله  بشوی تا هم  برای خودت کسی و هم برای ما مایه افتخار و مباهات مادرت باشی و هم همگان به دیده احترام به تو بنگرند! عزیزم! ببعی بابا!  فراموش نکن که مردم عقلشان به چشمشان است و به گوشت و دنبه تو نگاه می کنند تا کمالاتت!!

و تو ای منگول! ای قیمه پلو بالقوه بابا! دعا می کنم که در عید قربان قربانی شوی! راستی این قدر پشم هایت را فشن و سیخ سیخی نکن! مگر همین فر فری خودمان چه ایرادی دارد!؟ بزغاله!!

و تو ای شنگول من!  بعد از من مرد این آغل تویی! مواظب مادرت و سایر ببعی های آغل  باش. فراموش نکن که گرگ های این دوره و زمانه بسیار فرق کرده اند و دیگر با یک آیفون تصویری ساده  نمی توان آن ها راشناسایی کرد!

و تو ای منزل! (بز زنگوله پا سابق!) این قدر با این جاری ات بز بز قندی چشم و هم چشمی نکن. مگر نه این است که مقصد نهایی همه ما یکی است و  آخر سر، همه ما را در یک وجب دیگ می خوابانند! مگر زنگوله ای که به پایت بود چه عیبی داشت که آن را فروختی و با کلی قرض و قوله رفتی و چکمه های به آن بزرگی را خریدی!!؟ حالا فوقش پاچه هایت هم  تمیز تر باشد،  مگر نه این است که سر خوردن آن بیشتر دعوا می شود و این وسط هیچ سودی به تو نخواهد رسید!! ضمناً این قدر قند و شیرینیجات مصرف نکن. تو هم مثل اون جاری بزت،  مرض قند می گیری ها!!

به قصابم بگوئید دلم  پیش ببعی طویله همسایه است بی خودی دنبالش نگردد! گلاب به روی ماهتان  پشکل ها و اضافات سیراب و شیردانم را هم در باغچه ای چیزی بریزید تا گوشت شود به تن علف های خوش خوراک باغچه!

راستی عزیزان من! سلام من را به آشپز باشی هیئت برسانید و عاجزانه از او تقاضا نمایید که آب بیشتری به غذا ببندد. باشد که  شما یکی، دوسه روزی بیشتر عمر کنید! ضمناً من دیر پز نیستم. . . گفته باشم!!
در پایان میخواهم مهم ترین نصیحتم را بگویم و آن اینکه ...
[پخ پخ پخ]

منتشر شده در ستون آزاد

  ادامه مطلب | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic